من


نگاه‌ات کافیست

آنگاه که سک چوپان با گرگ دره دست یکی کرده بود، از گذرگاه تاریک تاریخ، روزنه‌ی بر گودال حیات یک ملت چشم بازکرد. 
شفقی که زیستن را امید دوباره داد و پا بر هرم ظلمت نهاد.
تحفه‌ی در قالب بابه ظهور کرد. نه جوان بود و نه پیر شد. بابه آمد، بابه زیست و بابه جاودانه شد. 
بابه‌ی که نوادگانش را زنده‌کرد و زیستن آموخت.
نزدیک به یک قرن است که طلوع کرده و ما مسیر او را بو می‌کشیم. او همه‌جاست و راز موفقیت مانرا در پرده‌ی او لایق میدانیم.
روزنه‌ی که نگاه زاد و نگاهی که روشنی راه شد.
تا حال ما در پرتو روشنایی او قدم زده‌ایم و انتظار ملموس شدن آن نگاهیم.

مبارزه با حواس پرتی (عدم تمرکز)


با تمرکز در هر حالت و هر مشغولیتی که دارید توانایی بدست گرفتن کار ها را داشته باشید.
اغلب افراد از عدم تمرکز و یا حواس پرتی شان شکایت دارند و یا دیگران بار ها از این عمل کرد شان ناراز و دلخور شده اند. آیا تا بحال به این فکر افتاده اید که بتوانید تمام کار های تان را بدون نقض و با لذت به پایان رسانده باشید؟
در دنیایی که ما زندگی می کنیم مملو است از عواملی که باعث حواس پرتی ما شود و در نتیجه بیشترین کار های مانرا در طولانی ترین زمان ان به پایان میرسانیم و یا در اخر متوجه بعضی از نکاتی می شویم که حتی انتظارش را هم از خود نداشتیم که چنین غفلتی را انجام داده باشیم.
نشانه های حواس پرتی و یا هم عدم تمرکز که باعث رنجش ما شود - کم نیست. از فراموش کردن کلمات در حین نوشتن گرفته تا به یاد آوردن اسم یکی از دوستان مان. شاید هم در مطالعه خیلی از نوشته های کوتاه حتی شده تا چندین بار یک جمله را بخوانیم و هر بار یا از اول یا از نصف ویا در اخر نتوانیم مفهوم جمله را در ذهن خون مجسم کنیم. البته حواس پرتی را نمی توان یک بیماری خواند و یا ضعیف بودن در تمرکز را، اما این ها حالاتیست که شاید در اینده ها باعث بیماری های روانی مخربی را بر جا بگزارند.
روان شناسان نشانه های اولیه بیماری الزایمر یا همان فراموشی را در حواس پرتی میدانند. اما انچه مهم به نظر میرسد، آیا واقعن ما بر لبه پرتگاه آلزایمر قرار گرفته ایم؟
یکی از نشانه های بارز در بیماری فراموشی بلند بودن سن است؛ اما ما که تا هنوز نصفی از عمر مانرا سپری ننموده ایم چگونه می شود بیماری های دوران کهولت به سراغ مان آمده باشد؟ آیا واقعن ما مبتلا به پیری زودرس شده ایم؟
عوامل :
روان شناسان عامل اصلی ناتوانی در تمرکز ذهنی را در فشار های ذهنی میدانند و علت به وجود آورنده در حواس پرتی را مشغولیت های بیش از حد و شریک ساختن چندین موضوع در عین زمان بالای ذهن میدانند.
حواس پرتی بیشتر باعث رنجش خود و دیگران می شود اما عدم تمرکز اغلب خود مانرا سر دچار ناراحتی های فکری میگرداند.
اگر نگاه حقیقت جویانه ای در این مساله داشته باشیم میبینیم که نه سن ما معیار با بیماری آلزایمراست و نه کمتر شرایط داشتن چین بیماری را در خود میبینیم. و از سوی دیگر ناتوان بودن در تمرکز و شکایات دوستان از حواس پرتی ما نارزایتی های را در زندگی روزمره ما ببار آورده است. پس راه حل چیست؟ آیا می شود با کمترین هزینه و کوتاهترین راه و بدون زحمت زیاد با این مشکل مواجه شد و راه حلی پیدا کرد؟ اگر بگوییم فرد مسئولیت ناپزیری هستیم که نه! و یا در سدد پیدا کردن راه حل نبودیم که چرا!
زمانی هم دست بکار شدیم و تا مدتی تغیری در تغذیه روزانه خود آوردیم و به رهنمایی دوستان و آشنایان بادام و خسته و پسته را در طول روز و یا هم در زمان های مشخص و متداوم استفاده کردیم. و چون موثر واقع نشد، مجبور به ترک آن کرده و برای بهبودی از این وضع به سراغ معالجه درمانی روی آوردیم و وارد داروخانه شدیم. از داروهای آرامش بخش و ضد افسردگی استفاده کردیم. ولی متاسفانه انها هم غیر از ازدیاد خواب مان هیچ تاثیری در اصل مشکل نداشت. زمانی هم به تمرینات متمرکز سازی ذهنی دست زدیم. ولی متاسفانه بعد از سپری شدن چند روز مایوس شده و دوباره به دنیای گیجی و سر درگمی برگشته ایم.
نتیجه:
داکتر انوشه روان شناس ایرانی بدین باور است که 90 در صد از ذهن مشغولی ها ویا همان اضطراب و تشویش ها در داخل ذهن شکل می گیرند و تنها 10 در صد آن عامل بیرونی دارند. نظربه ضرب المثل عامیانه مان. « کسی که کینه از فردی به دل میگیرد در حقیقت خود شخص دلخوری ها را با خود حمل می کند نه فرد کینه گرفته شده» پس بدین نتیجه میرسیم که اکثر حواس پرتی ها و ناتوان بودن در تمرکز فکری عوامل داخلی دارد تا بیرونی.
راهکار:
به خود تان تلقین کنید. «یک نکته را میخواهم اینجا یاد آور شوم که هدف از تلقین باور پیدا کردن و ایمان داشتن است نه اجبار. هیچگاه شما مجبور به قبولاندن موضوعی با جبر بالای خود نیستید، اما باید خود را به نقطه باور و ایمان داشتن موضوع برسانید.

در نتیجه به این نکته پی بردیم که اکثر تشوشات ذهنی عامل داخلی دارد پس میتوان گفت راهکار مبارزه با این مشکل را هم در همان داخل ذهن باید پیدا کرد. کلمه تلقین بهترین راهکاری است که ما برای شما پیشنهاد می کنیم. اگر فرد مذهبی و سنت گرایی هستید بهترین راه این است که از در مذهبی وارد شوید. و یا اگر فرد نسبتاً اعتقادی نیستید پس در قدم اول اعتماد به نفس تان را تقویه کنید و به خود باوری برسید تا بتوانید بهتر از پس این مشکل برائید.

از نایب قهرمانی به قهرمانی :

روز گذشته روزنامه معتبر بین المللی «نیویارک تایمز» که بیش از یک میلیون چاپ در روز را دارد، مقاله ی را تحت عنوان « تقلب سیستماتیک در انتخابات افغانستان، همه آرا را مشکوک ساخته است» را منتشر کرد. در این مقاله که به قلم «کارلوتاکال» نگاشته شده حاکی از ان است که بیش از 2 ملیون و 2صد هزار رای در دور دوم انتخابات به نفع دکتر اشرف غنی احمد زی تقلب صورت گرفته است.
به باور بنده امسال با زحمات و تقلبات سیستماتیک و مهندسی شده کمیسیون برگزاری انتخابات، افغانستان سومالیا را از پیش رو برداشته و از مقام نایب قهرمانی به قهرمانی فساد اداری در جهان نائل خواهد آمد.
اما انچه قابل درنگ است چشمان به در دوخته مردم است که ثمره زحمات و آرزوهایشان را بچشند.
اکثرمردم افغانستان با چهره های گشاده و دلی پر از امید. با ایجاد صف های طولانی در مقابل مراکز رای دهی (در هر دو دور انتخابات) حاظر شدند و به گفته رسانه ها وظیفه  شهروندی و وجدانی خود را عملی نمودند؛ اما متاسفانه در مقابل امروز با «لگد تقلب» کمیسیون انتخابات جواب پس گرفتند.
دقیق شصت و نه روز قبل از امروز مردم افغانستان وظیفه وجدانی و انسانی شان را در قبال سرنوشت و انتخاب زعیم آینده شان آستین بالا زدند و با اشتراک میلیونی شان درانتخابات به جهانیان ثابت کردند که جرات رفتن به پای صندوق های رای را دارند و آماده پزیرش نظام مردم سالاری در کشورشان هستند.
بیش از چهار ماه از برگزاری دور اول و بیش از دو ماه از برگزاری دور دوم انتخابات میگزرد؛ اما تا حال سرنوشت زعیم مردم معلوم نشده. انتخابات امسال افغانستان به نمونه ی از بیکارآمد ترین انتخابات دنیا تبدیل شده. انتخاباتی که تا هنوز هیچ کشوری چنین روندی را پشت سر نگذاشته و نخواهد گذاشت. هر چند ما قربانی این انتخاباتیم ولی این پروسه نمونه ی از بی ثبات ترین انتخابات در جهان خواهد شد و شاید هم در کتاب گینس ثبت شود. انتخابات امسال افغانستان نمونه وعبرتی است برای دیگر ممالک جهان سوم.
انتقادات و پیشنهادات از کاخ سفید گرفته تا به ریش سفیدان دور دست ترین نقاط افغانستان و نهادهای ملی و بین المللی به منظور رفع بن بست انتخابات جاری شد. اما انگار این کورگره با چنین دستانی باز شدنی نیست.
صدای انتقاد و افشاگری درنحوه برگزاری و شمارش آرا برای جلوگیری از تقلب و بیداری وجدانها از هردگلویی بلند شد اما کو گوش شنوا؟
و بلاخره روز گذشته نیویارک تایمز از تقلب وصیعی خبر داد که مو را در بدن راست میسازد. تقلب در دور اول و دوم، خلق و شناسایی بیش از دو میلیون شهروندی که تا هنوز زاده نشده است. و بلاخره به منجلاب کشیده شدن انتخابات که هیچ راه بیرون رفت و نجاتی وجود ندارد.
از سوی دیگر رئیس جمهور حامد کرزی در انتقال عجولانه قدرت تاکید دارد. انتقالی که با پایان تفتیش و رسیدگی به شکایات تیم ها امکان پزیر است. با این اظهارات گویا رئیس جمهور یا در جریان مشکلات انتخاباتی قرار ندارد یا چنان وانمود میکند که از چالش های این پروسیه خود را دور نگاه داشته که هیچ سهمی در تقلب و به چالش کشانیدن انتخابات ندارد. این در حالیست که گمانه زنی های بر دست داشتن شخص وی در ناکامی پروسه انتخابات حکایت میکند.
طولانی شدن روند انتخابات نه تنها در بخش امنیت بل در بخش های مختلفی چون اقتصاد، زراعت، بازارو سرمایه گزاری های کوچک و بزرگ تاثیر منفی بجا گذاشته است. مردم از بی برنامه گی دولت خسته شده اند. از انتظار بیش از چهار ماه و تحمل سردرگمی نظارم حکومتی به ستوه آمده اند. ثابت نبودن قییم در بازار و بلند رفتن مواد خوراکی و کالا و وابستگی قیمت اقلام به اسعار خارجی مشکلاتیست که باید توسط حکومت اداره شود. مردم با وضع موجود که همانا کم کاری مسئولین حکومتی چه در بخش نظارت و چه در بخش اجرائی به چالش عدم حکومتی روبرو اند.

انچه مردم را به تعلیق درآورده و چشمانشان را به در آزادی از بند بن بست انتخابات دوخته است، ایجاد حکومت وحدت ملیست که با روی کار آمدن چنین حکومتی، سرنوشت حکومت و ملت منتظر روشن خواهد شد. ولی اگر قرار شود چنین حکومتی بایه گذاری نشود و یا تیم های رقابت کننده با هم سر سازگاری نداشته باشند، امید مردم از حکومت  کنده شده و تنفری از دموکراسی غربی و آزادی ظاهری در دل ها کاشته خواهد شد که سالیان سال خشک نخواهد شد. اما انچه مردم را تا هنوز به  صبر و شکیبایی وا داشته دل بستن به  رهبران دلسوزیست که تا پای جان با این مردم بوده و از حقوق شان چه از نظام توتالیتر طالبانیزم و یا از نظام های دموکراتیک غربی دفاع نموده است. در حقیقت چشم امید مردم رهبران خود شان است. امیدی که تا آخرین لحظات عمر کنده نخواهد شد، امیدی که با دانه های از اعتماد و یک پارچگی توسط بزرگترین رهبران این سرزمین مانند استاد شهید عبدالعلی مزاری (رح) کاشته شده است. روحش شاد و یادش گرامی باد.